چنار خونبار زرآباد قزوين

جهت بزرگنمايي تصاوير روي هر تصوير كليك فرماييد

            بازگشت

درخت خونبار

نوشته : مجيد نور الله پور


متن زير برگرفته از آلبوم چاپ شده توسط مديريت محترم ميراث فرهنگي استان قزوين مي‌باشد. اين آلبوم تصاوير متعددي از درخت خونبار روستاي زرآباد قزوين را در بر دارد كه همه ساله در سحر گاه عاشورا خون از آن جاري مي‌شود. عكس هاي اين آلبوم توسط جناب آقاي مجيد نور الله پور عكس برداري و با همكاري آتليه عكس كودك و سازمان ميراث فرهنگي استان قزوين به زيور طبع آراسته گرديده است. مجله خورشيد مكه براي همه اين عزيزان پاداش فراوان در ارايه اين خدمت بزرگ، از خداوند منّان مسئلت دارد.
<وقتي جدم ابي عبد الله حسين عليه السلام به شهادت رسيد براي او آسمان هفت گانه و هفت طبقه ي زمين و آن چه ميان آن است گريه و نوحه سر دادند>.
حضرت امام صادق عليه السلام

در 70كيلومتري شمال استان قزوين و در منطقه ي رودبار الموت جايي كه شاهرود خروشان راه خود را از ميان كوه هاي مرتفع البرز باز مي‌كند و در نزديكي درياچه ي زيباي اوان روستاي زرآباد با مساحتي بالغ بر صد و چهل و دو هزار متر مربع واقع شده است. مدفن امام زاده علي اصغر فرزند امام موسي كاظم عليه السلام پيشواي هفتم شيعيان جهان در اين روستا قرار دارد كه هر سال در ايام عاشوراي حسيني ميزبان خيل شيفتگان خاندان عصمت و طهارت_عليهم‌السلام_ مي‌باشد كه از راه هاي دور و نزديك جهت عزاداري سالار شهيدان به آن مكان مي‌آيند. در مجاورت حرم امام زاده علي اصغر درخت چنار كهن سالي است كه همه ساله در سحر گاه روز عاشورا خون از آن جاري مي‌شود. درباره ي اين موضوع مرحوم سيد موسي زر آبادي در كتاب <كرامات> خود چنين نقل مي‌كند:
.. در قريه زرآباد درختي در غرب امام زاده واجب التعظيم حضرت علي اصغر است كه همه ساله در يوم عاشورا از آن درخت خون جاري مي‌شود. همه ساله مردم زيادي در آن جا جمع مي‌شوند محض رويت .تا به حال كه سنه هزار و سيصد و بيست و دو است تخلف نكرده.
ابوي مرحوم اين فقير الي الله قريب سي سال همه ساله ديده است و ايشان از ابوي خود نقل كردند همه ساله ديده است و ايضاً ايشان نقل كردند از ابوي خود آقا سيد بزرگD كه همه ساله ديده اند.
در دوران پادشاهي شاه سلطان حسين صفوي، موضوع خون آمدن از درخت چنان شهرت داشته كه پادشاه صفوي عالماني را براي تحقيق صحت و سقم مسأله به قريه زر آباد فرستاد. از جمله اين فرستادگان، ميرزا قوام الدين محمّد بن مهدي حسيني سيفي قزويني بود كه به امر شاه صفوي به زرآباد رفت و رساله اي از مشاهدات خود درباره ي اين درخت را به نام < چنار خون بار> تأليف كرد و براي پادشاه ارسال داشت.
پس از ميرزا محمد خان عالمان ديگري نيز به همين منظور به زرآباد سفر كردند و در كتب و رسالات خود شرح وقايع روز عاشورا را در آن ها بيان كرده اند من جمله مير رضا كامل حسيني قزويني در رساله ي <چنار خون بار>، ابن علي شيرازي در <مقتل سفينه` النجاه` > ، ملا محمد صالح برغاني قزويني در <مخزن البكاء> ، فاضل دربندي در كتاب <اسرار الشهاده`> ، واعظ اصفهاني در <نفايس الاخبار>، محمد هاشم خراساني در <منتخب التواريخ>، شيخ مجتبي قزويني در <بيان الفرقان>، نمازي شاهرودي در <مستدرك سفينه` البحار> جوهري در <طوفان البكاء>، آيت الله شوشتري در <اشك روان بر امير كاروان> آيت الله دستغيب در <داستان هاي شگفت > و آيت الله مظفري در <ايضاح الحجه`> و...
مزار علي اصغر عليه السلام در زرآباد در تمام فصول سال خصوصاً ايام محرم پذيراي زائران و علاقه مندان خاندان پيغمبر  و آل علي_عليهم‌السلام_است. عاشوراي حسيني در كنار اين بقعه و چنار خون بار آن براي مردم منطقه و كساني كه از راه هاي دور خود را به آن جا مي‌رسانند شور و حالي وصف ناپذير دارد و عاشقان و شيفتگان آن حضرت با ذكر و نام و ياد او بر گِرد اين درخت پير به نوحه سرايي مي‌پردازند و حاجت‌مندان از اين امامزاده شفاعت مي‌طلبند.
اين مجموعه گوشه كوچكي از مراسمي بزرگ و پرشكوه است كه در عاشوراي سال 1379 به تصوير كشيده شده و با همّت استانداري، اداره ي كل اوقاف و امور خيريه و مديريت ميراث فرهنگي قزوين به طبع رسيده تا شايد بتواند گوشه اي از عشق و ارادت مردم به خاندان عصمت و طهارت _عليهم‌السلام_ را عرضه نموده باشد كه ان‌شاءاللّه مورد قبول درگاهشان قرار گيرد.
1 - زيارت اربعين: مفاتيح الجنان 2 - مضمون آيه شريفه اي از سوره احقاف (و من لايجب داعي الله ...) .
يك سال ديگر بر عمر تفتيده عصر غيبت كبري افزده شد.
همه ساله امام زمان عليه السلام  زندگي را با گريه آغاز مي‌كنند چرا كه اولين روز سال- سالي كه نزد خداوند پسنديده است- روز اول محرّم است كه در مثل چنين روزي وقتي ابن شبيب به محضر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام  شرفياب مي‌شود، آن حضرت مي‌فرمايند:
اي پسر شبيب روز اول محرم روز آغاز حزن ما اهل بيت_عليهم‌السلام_ است. وقتي ماه محرم آغاز مي شد ديگر كسي پدرم (حضرت موسي بن جعفر عليه السلام  را خندان نمي ديد و هر روز بر غم و اندوه او افزوده مي‌شد تا در روز دهم محرّم به اوج خود مي‌رسيد.
اي پسر شبيب اگر مي‌خواهي بر چيزي گريه كني، بر حسين بن علي عليه السلام  گريه كن كه به راستي او را ذبح كردندهمان ‌گونه كه گوسفندرا ذبح مي‌كنند.
آري، امام زمان ما، سال ديگري را با گريه آغاز مي‌كند.
آقا جان ! چرا گريه مي‌كنيد؟ چرا اشك مي‌ريزيد؟ چرا ما بايد هميشه غم و اندوه در شما ببينيم ؟ روز سرور و شادي شما برايمان يك آرزو شده است.
خدايا اين چه زندگي است كه ما داريم، زندگي بدون امام زمان عليه السلام ، اي كاش ما هم مانند علي اكبر امام حسين عليه السلام زندگي پس از امام زمانمان را جز مردگي چيزي نمي ديديم.
اي كاش با فراق امام زمانمان چنين عادي نمي شديم، چنان عادي كه حتي بعضي بگويند ده هزار سال، و برخي عادي تر بگويند صد هزار سال ... آه، آه چه كلمات سنگيني مي‌شنويم، چقدر غربت و خانه نشيني امام زمانمان طبيعي شده، دقيقاً همان طوري كه خداي تعالي مي‌فرمايد: < مانند كساني نباشيد كه با طولاني شدن زمان غيبت پيامبرشان، دل هايشان را قساوت (سنگ دلي) فرا گرفت...>1.
اي امام زمان! اي حجت خدا! اي عزيز دل ها، چقدر از قافله انسانيّت عقب مانده ايم كه بدون حضور رسمي تو مي‌توانيم زندگي را ادامه دهيم و اگر شما اذن فرماييد، بگويم: اي شيعيان فداكار ايران آيا شما مي‌توانستيد عدم حضور يك نايب امام زمان عليه السلام را تحمّل كنيد نه، نه نمي توانستيد و چون نتوانستيد نظام طاغوتي عظيم شاهنشاهي در برابر اراده آهنين شما به زانو در آمد و امام راحل رحمت الله عليه در مدت بسيار كوتاهي توانست قدم به خاك پاك ايران بگذارد؛ پس اكنون چگونه درباره خود آقا و مولايمان چنين با غفلت سخن مي‌گوييم و مي‌گذاريم زندگي بدون حضور رسمي او برايمان عادي شود، آخر مگر او آمده است كه غايب باشد...
از اين هم بگذريم و به سراغ همان چشمان خون باري برويم كه روز اوّل محرم مي‌گريد و روز دوم شديد و شديدتر تا روز دهم كه به ناگاه همه جا و همه چيز با او مي‌گريند.
وقتي او مي‌گريد، تمامي‌ذرّات خاك تا افلاك او را همراهي مي‌كنند، آن ها هم بر غربت او مي‌گريند.
امروز دين خدا هم بر فراق حجت مي‌گريد و مي‌نالد و او را براي اجراي قوانينش دعوت مي‌كند.
امروز، كتاب خدا هم بر امام زمان عليه السلام  مي‌گريد و او را براي تفسير آياتش دعوت مي‌كنند.
امروز چشم هاي مؤمنين بر او مي‌گريند و ديدارش را آرزو مي‌كنند.
اي قلم ها،
اي دوربين ها،
چرا شما نمي گرييد، چرا شما نمي ناليد و فراق او را به قلم و تصوير نمي كشيد؟
چرا لالايي هاي دنيا شما را به خواب فرو مي‌برد؟
برخيزيد و به عاشوراهاي مكرر توجه كنيد.
برخيزيد و ببينيد عاشوراي سيد الشهداء عليه السلام سالي يك بار زمين و زمينيان را به جنبش وا مي‌دارد. به عاشوراي حرم مطهر رضوي بنگريد كه هنوز نفهميده ايم اين عاشورا چه عاشورايي بود و اگر ما باشيم و غفلتهايمان، اين عاشورا فقط در تقويم ساليانه ياد مي‌شود و در باز ديد درب هاي ورودي حرم ثامن الحجج عليه السلام در حالي كه وقتي عاشوراي حسيني بر پا شد جهاني را تكان داد، هنوز كه هنوز است درخت ها، خون مي‌گريند. مگر درخت خون بار زر آباد قزوين را نمي بينيد كه نماينده درخت هاي دنيا شده و اشك هاي همه درخت ها را تقديم عاشوراييان مي‌كند.
و وقتي عاشوراي عظيم غيبت امام زمان عليه السلام بر پا شد، كسي آن را درك نكرد زيرا مصيبتش خيلي عظيم بود؛ اگر نگوييم از مصيبت كربلا عظيم تر، كمتر از آن هم نبود؛ زيرا مصيبت كربلا بي اعتنايي به سيد الشهداء عليه السلام بود كه با شهادت آن حضرت شكل ديگري به خود گرفت ، ولي مصيبت بي اعتنايي به امام زمان عليه السلام  هم چنان شعله مي‌كشد و مي‌سوزاند و مي‌گرياند.
و اينك سه عاشوراي سنگين داريم كه دو تاي از آن ها يعني عاشوراي حسيني و عاشوراي حرم مطهر رضوي در ماه محرّم بايد بزرگ داشته شود و عاشوراي سوّم عاشوراي همه روزه و در تمام دوره سال است، عاشوراي غيبت كبري كه تفسيرش بيش از آن چه شنيديد مي‌باشد و به خاطر همين فرموده اند<كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا > تا اين عاشورا عادي نشود....

1. ولا‌ يكونوا كالذين اوتوالكتاب من قبل فطال عليهم الا‌مد فقست قلوبهم سوره حديد آيه 16 .
 


 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 12:0 توسط مدیر وبلاگ |